عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

29

منازل السائرين ( فارسى )

مىدهد و اين معنى دوم است كه خواجه بزرگوار آن را بيان كرده است يعنى خداوند عدل خويش را در كيفر دادن گناهكاران ، به آنها نشان مىدهد . ب ) لطيفهء دوم ان تعلم ان نظر البصير الصادق فى سيئته لم تبق له حسنة به حال ، لأنّه يسير بين مشاهدة المنّه و تطلّب عيب النفس و العمل . اگر رهرو در جستجوى بديهاى خويش است بصيرى صادق است يعنى بخشش گناهان را وصف حال نيكوى خود نمىبيند بلكه آن را عنايت الهى مىداند و خود همواره بين عنايت الهى و عيوب و بدىهاى نفس و عمل خويش سير مىكند . و اين راز آيه زير است كه فرمود : ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ . « 1 » هر چه از نيكويى به تو رسيد از جانب خداست و هر چه بدى به تو رسد از نفس توست . بنابراين در اين فقدان هرچه انسان به مواهب الهى نزديك شود نزول حسنات بيشتر است و بالعكس هرچه به عيوب نفس خود نظر كند نزول حسنات كمتر و نمود سئيات بيشتر است . ج ) لطيفه سوم انّ مشاهدة العبد الحكم لم تدع له استحسان حسنة و لا استقباح سيّئة لصعوده من جميع المعانى الى معنى الحكم . اين لطيفه بسيار زيباست اگر مفهوم « حكم » را در آية : « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ » « 2 » دريابيم و آن را با آيهء : « قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ » « 3 » مقايسه كنيم ، اين راز مكشوف مىشود كه استحسان حسنه و استقباح سيئة نسبت به عبد معنايى ندارد . بلكه همهء افعال به او برمىگردد و مؤثرى جز خدا در جهان نيست . بنابراين در لطيفهء سوم توبه ، عبد سالك در مىيابد كه راز تقدم « غافر الذنب » بر « قابل التوب » در سورهء فصلت چيست ؟ تامل در اين‌جا ما را به ياد ابيات حضرت مولوى قدّس سرّه مىاندازد كه گفت :

--> ( 1 ) . نساء / 79 . ( 2 ) . قصص / 88 . ( 3 ) . نساء / 78 .